بازارهای مختلف همچنان با شوکهای قیمتی متعددی همراه است، از جمله خودروهای کار و تجاری. به عنوان مثال ولوو آیرو که تا همین یکی دو ماه گذشته با قیمت حدود ۲۵ میلیارد قابل خرید بود حالا در آستانه ۴۰ میلیاردی شدن است!
بازار حمل و نقل جادهای و خودروهای کار و تجاری، شاهرگ حیاتی اقتصاد هر کشوری است. در ایران، این شاهرگ همواره با چالشهای ساختاری و اقتصادی دست و پنجه نرم کرده است اما در سالهای اخیر، جهش سرسام آور قیمت تجهیزات اصلی به ویژه کشندههای اروپایی، مرزهای توان خرید فعالان این حوزه را در هم شکسته است. رسیدن قیمت یک کشنده نو مانند ولوو FH آیرو به مرز ۴۰ میلیارد تومان، نه یک خبر اقتصادی، بلکه یک فاجعه اجتماعی و صنفی است که بهطور مستقیم بر هزینههای تولید، کنترل تورم و در نهایت قدرت خرید مردم تأثیر میگذارد.
جهش قیمتی؛ از کارخانه تا دروازه گمرک
افزایش افسار گسیخته قیمت کشندههایی نظیر ولوو FH صرفاً ناشی از یک عامل نیست بلکه زنجیرهای از تصمیمات و شرایط کلان اقتصادی است که دست به دست هم دادهاند تا این ابزار کار، تبدیل به کالایی لوکس و دست نیافتنی شود. نرخ ارز به عنوان متغیر اصلی، بخش عمدهای از این افزایش را رقم میزند. هرچند که قیمت گذاری این محصولات در بازارهای جهانی مبتنی بر هزینههای واقعی تحقیق، توسعه و تولید است اما هنگامی که این هزینهها با نرخهای چندبرابری ارز داخلی ضرب میشوند، محصول نهایی از دسترس مصرفکننده اصلی خارج میگردد.
مقایسه تلخ با بازارهای همسایه
نکته انتقادی اصلی زمانی آشکار میشود که قیمت کشنده ولوو FH در بازارهای منطقهای و کشورهای همسایه مورد بررسی قرار میگیرد. در بسیاری از کشورهایی که زیرساختهای واردات و تخصیص ارز منطقیتری دارند، یک راننده یا شرکت حمل و نقل با تکیه بر درآمد چند ساله میتواند سرمایه گذاری برای خرید یک دستگاه کشنده نو را مدیریت کند.
اما در ایران، این رؤیا به محال پیوسته است. قیمت ۴۰ میلیاردی (که حتی با نرخ دلار نیمایی فاصله دارد و بیشتر مطابق با نرخهای غیررسمی است) به این معناست که خرید این تجهیزات دیگر در حیطه توان سرمایهگذاری کسبوکارهای کوچک و متوسط حملونقل قرار ندارد و عملاً به انحصار شرکتهای بزرگ یا واردکنندگان خاص محدود شده است.
پیامدهای خاموش بر صنعت حمل و نقل
وقتی خرید کشندههای مدرن و کم مصرف اقتصادی امکان پذیر نباشد، پیامدهای ناگواری بر جای میماند:
فرسودگی ناوگان: رانندگان مجبورند به استفاده از کشندههای قدیمی و فرسوده ادامه دهند که مصرف سوخت بالاتری دارند، هزینههای تعمیر و نگهداری آنها سر به فلک میکشد و از نظر ایمنی نیز خطرناکتر هستند. این امر مستقیماً به هدر رفتن منابع ملی (سوخت) منجر میشود.
کاهش رقابت پذیری: هزینههای بالای حمل و نقل به دلیل تعمیرات مکرر و مصرف سوخت، نهایتاً به افزایش قیمت تمام شده کالاها در سطح جامعه منتقل میشود و عملاً به تورم دامن میزند.
از بین رفتن انگیزه کارآفرینی: نسل جدید فعالان حمل و نقل که باید با تکنولوژی روز کار کنند، با دیواری به ارتفاع ۴۰ میلیارد تومان روبرو شدهاند که هرگونه انگیزهای برای ورود یا توسعه در این صنعت را از بین میبرد.
نتیجه گیری
کشنده اروپایی در سالهای گذشته نماد بهروز بودن، راندمان و سودآوری در صنعت حمل و نقل ایران بود. امروز، به دلیل سیاستهای اقتصادی و ساختار نادرست قیمتگذاری که فاصله بین درآمد اسمی و قیمت ریالی ارز را تصاعدی کرده، این نماد به یک تابوی اقتصادی تبدیل شده است.
اگر دولت و نهادهای نظارتی فکری جدی برای تسهیل دسترسی به تجهیزات استاندارد نکنند، نه تنها شاهد خروج رقابت از این حوزه خواهیم بود، بلکه کیفیت و ایمنی حمل و نقل جادهای کشور در یک چرخه معیوب فرسودگی باقی خواهد ماند. این افزایش قیمتها نه تنها خرید را سخت کرده، بلکه در حال نابودی زیربنای فیزیکی یکی از حیاتیترین بخشهای اقتصاد ملی است.
منبع خبر: اسب بخار