اتفاقات اخیر در ونزوئلا و حمله آمریکا به این کشور برای ایران از اهمیت زیادی برخوردار است، چراکه این کشور یکی از هم‌پیمانان ایران در نزدیکی مرزهای آمریکا به‌شمار می‌آمد؛ کشوری که به دلیل همین دیدگاه، مقصد یکی از سرمایه‌گذاری‌های خودرویی شد. اما گذشته از وقایع سیاسی اخیر، می‌توان گفت خودروسازی در ونزوئلا تکرار اشتباه در سوریه و آفریقا به‌شمار می‌آید؛ مسیری که فاقد توجیه اقتصادی است.

خودروسازی ایران به دلیل ماهیت دولتی و ذات امنیتی‌اش بارها در مسیرهایی گام برداشته است که پیش‌تر به بن‌بست رسیده‌اند؛ مسیری که نه از دل محاسبات اقتصادی، بلکه از دل روابط سیاسی بیرون آمده است. سرمایه‌گذاری‌های خودرویی در کشورهایی مانند عراق، سوریه، لبنان، سنگال و ونزوئلا از همین جنس به‌شمار می‌آیند.

این در حالی است که همکاری خودرویی با ونزوئلا، بیش از آن‌که یک پروژه صنعتی مبتنی بر بازار باشد، یادآور تجربه‌های پرهزینه و ناکام ایران در سوریه و آفریقاست؛ تجربه‌هایی که نشان داد پیوند سیاسی نمی‌تواند جای خالی تقاضای واقعی، مزیت رقابتی و سودآوری را پر کند و صنعت خودرو را به قربانی تصمیم‌های کم‌بازده تبدیل می‌کند.

ونزوئلا با تورم افسارگسیخته، افت شدید قدرت خرید و زیرساخت‌های صنعتی فرسوده، بازاری کوچک و پرریسک برای خودروهای مونتاژی ایجاد کرده است. حتی پروژه‌هایی با تیراژ محدود نیز به دلیل هزینه‌های بالای لجستیک، مشکلات واردات قطعات و نرخ ارز ناپایدار، با سودآوری پایین یا حتا منفی مواجه می‌شوند. چنین محیطی، هرگونه سرمایه‌گذاری در خطوط مونتاژ یا تولید مشترک را به یک ریسک جدی تبدیل می‌کند.

تجربه سوریه نشان می‌دهد وعده‌های تولید بالا و صادرات گسترده، بدون وجود بازار واقعی و زیرساخت مناسب، تنها به خطوط مونتاژ نیمه‌فعال و زیان انباشته ختم می‌شود. هزینه‌های حمل‌ونقل، تأمین قطعات و نبود ثبات اقتصادی، سودآوری هر پروژه خودرویی را به‌شدت محدود کرده و در نهایت، ظرفیت واقعی تولید بسیار پایین‌تر از برنامه‌های اعلام‌شده باقی مانده است.

در آفریقا نیز ایران با کشورهای مختلف از طریق افتتاح کارخانه‌ها و مونتاژ خودرو وارد همکاری شد، اما ضعف شبکه خدمات پس از فروش، رقابت سنگین برندهای خارجی و کمبود مزیت رقابتی باعث شد این پروژه‌ها یا تعطیل شوند یا با ظرفیت بسیار محدود ادامه یابند. تجربه نشان می‌دهد صرفاً همسویی سیاسی نمی‌تواند جایگزین تحلیل اقتصادی دقیق و برنامه‌ریزی مبتنی بر بازار شود.

ونزوئلا از این منظر شباهت زیادی به همان سناریوهای شکست‌خورده دارد؛ اقتصادی دولتی و ناپایدار، ریسک بالای سرمایه‌گذاری، وابستگی شدید به سیاست و بازاری مصرفی محدود. در چنین شرایطی، انتقال منابع محدود صنعت خودرو به پروژه‌های پرریسک، بدون تحلیل دقیق تیراژ، هزینه‌های لجستیک و مزیت رقابتی، نتیجه‌ای جز تحمیل زیان بیشتر بر این صنعت نخواهد داشت.

در داخل کشور نیز صنعت خودرو با زیان انباشته، کیفیت پایین محصولات و عقب‌ماندگی فناورانه مواجه است. اختصاص سرمایه و نیروی انسانی محدود به پروژه‌های خارجی پرریسک نه‌تنها مشکلی را حل نمی‌کند، بلکه فشار بر منابع داخلی را افزایش می‌دهد. واقعیت بازار نشان می‌دهد موفقیت در بازارهای بین‌المللی نیازمند ترکیبی از تقاضای واقعی، مزیت رقابتی و ثبات اقتصادی است؛ مؤلفه‌هایی که در ونزوئلا به‌سختی قابل مشاهده‌اند.

اگر صنعت خودروی ایران قصد دارد از چرخه زیان و ناکارآمدی خارج شود، ناگزیر است سرمایه‌گذاری‌ها را بر پایه تحلیل اقتصادی واقعی و قابلیت سودآوری پروژه‌ها بنا کند. ادامه مسیر فعلی، با تکیه صرف بر روابط سیاسی، چیزی جز تکرار اشتباهات گذشته و تحمیل هزینه‌های جدید به همراه نخواهد داشت.

منبع خبر: اسب بخار